![]() |
![]() |
|
| مرا سفر به کجا میبرد؟ کجا نشان قدم ناتمام خواهدماند و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشودهخواهدشد؟ |
|
احساس ميکنم سالها ست که در سال ۲۰۰۰ ماندهايم .... سالي که داريوش ميخواند ...
سال سقوط ، سال فرار ........ سال گريز و انتظار .... سال سقوط عاطفه .... تا بينهايت زيرصفر .... سال به بن بست رسيدن .... پنجه به ديوار کشيدن .... از معنويت گم شدن .... تن به غريزه بخشيدن قبيله يعني يه نفر .... همخوني معنا نداره .... همبستگي خوابي که تعبير فردا نداره ........ سالي که خون تو رگها نيست .... قلب فلزي تو سينه است .... دوستان / جوانان همصدا شويم ... براي زندانيان سياسي ِ دربند کاري کنيم ... به فکر همديگر باشيم ... عشق بورزيم ... نگذاريم دوستانمان يکي پس از ديگري پرپر شوند ... احساس ميکنم استاد شاملو اين شعر رو براي اين دوران سروده ... دهانات را ميبويند مباد که گفته باشي دوستات ميدارم. دلات را ميبويند روزگار غريبي ست، نازنين و عشق را کنار ِ تيرک ِ راهبند تازيانه ميزنند. عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد (واقعاً به سر ما چي اومده ..) در اين بن بست ِ کج و پيچ ِ سرما آتش را به سوخت بار ِ سرود و شعر فروزان ميدارند. به انديشيدن خطر مکن. روزگار ِ غريبي ست، نازنين آنکه بر در ميکوبد شباهنگام به کشتن ِ چراغ آمده است. نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد آنک قصاباناند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساتوري خونآلود روزگار ِ غريبي ست، نازنين و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند و ترانه را بر دهان. شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد. کباب قناري بر آتش ِ سوسن و ياس روزگار ِ غريبي ست، نازنين ابليس ِ پيروزمست سور عزاي ما را بر سفره نشسته است. خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
همصدا شويد .......... ( رو سياه است اگر اين شب مردم کش ِ بد تا دم صبح وطن سينه ء ياران سرخ است ....)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 22:7 توسط مهتاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
امشب من از تو ساز میزنم
امشب برای تو میگویم در خلوت شبانه در آسودگی خاطرهها در کوچه پس کوچههای ذهن خستهام قدم زنان تو را میجویم برایت بارها خواندهام اینچنین نتها را که امشب برایت نغمهها میسراید. آری امشب دیدگانم در جستجوی مهتاب به هر سو نظر میافکند. |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی کتاب |
| نویسندگان |
|
بامداد مهتاب ژاندارک |
| پیوندها |
|
احمد شاملو فروغ فرخزاد فريدون مشيري سهراب همان آشنای همیشگی فیلسوف بزرگ کلبه سبز پیامبر دیوانه ققنوس رادیو گلها |
|
RSS
|