![]() |
![]() |
|
| مرا سفر به کجا میبرد؟ کجا نشان قدم ناتمام خواهدماند و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشودهخواهدشد؟ |
|
اي يوسف خـوش نام ما،خوش مي روي بر بام ما اي نـــور ما، اي سـور ما،اي دولــــــت منصـــور ما اي دلبـــر و مقصـــود ما،اي قبلــه و معبـــــود ما اي يار ما عيّـــــــــــار ما،دام دل خمّـــــــــــــار ما در گل بمــــــانده پاي دل،جان ميدهم چه جاي دل
پی نوشت : ای وای دل ، ای وای دل........... . همه چیز از زبان دوست خوشتر است و این بار از زبان مولانا که خوش گفت : ای وای دل .....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 19:55 توسط بامداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
امشب من از تو ساز میزنم
امشب برای تو میگویم در خلوت شبانه در آسودگی خاطرهها در کوچه پس کوچههای ذهن خستهام قدم زنان تو را میجویم برایت بارها خواندهام اینچنین نتها را که امشب برایت نغمهها میسراید. آری امشب دیدگانم در جستجوی مهتاب به هر سو نظر میافکند. |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی کتاب |
| نویسندگان |
|
بامداد مهتاب ژاندارک |
| پیوندها |
|
احمد شاملو فروغ فرخزاد فريدون مشيري سهراب همان آشنای همیشگی فیلسوف بزرگ کلبه سبز پیامبر دیوانه ققنوس رادیو گلها |
|
RSS
|